دوباره..جوانه...

       و سرانجام به این رسیدم که باید نوشت

برای باز یافتن خودم و یا شاید یافتن خودم.

و در این لحظه، مهم تصمیمی است که حال مکتوب است.

و بالاخره به اینجای  خط رسیدم که برای بزرگ شدن وبزرگ دیدن باید مرور کرد. باید گاهی به عقب برگردی و همه چیز را از نو مرور کنی...

 و باید جایی باشد تا بتوانی در گذشته نفس بکشی و دوباره نگاه کنی و یاد بگیری از هر انچه که شاید از کنارش به سادگی گذشته ای

پس دوباره می نویسم اما با ذهنیتی نو و هدفی نو

و تنها برای خودم

نظرات 7 + ارسال نظر
اشکان موسوى دوشنبه 18 آذر 1387 ساعت 04:36

عالییه

[ بدون نام ] دوشنبه 18 آذر 1387 ساعت 04:36

[ بدون نام ] دوشنبه 18 آذر 1387 ساعت 04:37

[ بدون نام ] دوشنبه 18 آذر 1387 ساعت 04:38

چرا با کلمات حرف نمیزنى

[ بدون نام ] دوشنبه 18 آذر 1387 ساعت 04:40

من دیگه خوابم می یاد

[ بدون نام ] دوشنبه 18 آذر 1387 ساعت 04:42

منتظرم جواب بدى خدا نگهدار

....نویسنده سه‌شنبه 17 دی 1387 ساعت 12:57

خیلی وقت بود دلم باهام راه نمیومد... تازه دیدم پیامهاتو....۱۸ اذر کامنت دادی و گفتی با کلمات حرف نمیزنم...بگو حرف نزدن یعنی چی... هستم.... اگه برگشتی منتظزم که بگی...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد